صفحــــــــــــــــــــــــات
حكايات و طنز هاي شيرين ملا نصرالدين صحفه ۵۵
غضب ملا
ملا نسبت به الاغش كه خيلي تنبل و بيكاره بود غضب نموده پسرش را خواسته گفت: به اين الاغ بيكاره از اين به بعد كاه و جو نده تا توبه كند و بعد از اين در راه مرا دچار اين همه معطلي و زحمت نسازد. ولي چون از طويله بيرون رفتند به پسرش گفت: راستي، نكند كه خيال كني من حقيقت را گفته ام و كاه و جو به الاغ ندهي. من اين حرف را براي اين گفتم كه الاغ بترسد و زرنگ و كاركن شود. تو پس از خارج شدن من آهسته كاه و جو را مثل هميشه به او بده

اگر عقلش برسد
ملا براپي پسرش قبل از بلوغ زن خواست. يكي از دوستانش گفت: ملا خوب بود صبر ميكردي سن و عقل پسرت زياد ميشد، آنوقت برايش زن ميگرفتي. ملا گفت: عجب... اشتباه ميكني اگر او بالغ شود و عقلش برسد كه زير بار اين حرف ها نخواهد رفت

پسر حرف شنو
ملا پسرش را نصيحت ميكرد كه پسر خوب بايد حرف شنو بوده نسبت به برادرش رعايت ملاطفت را نموده در غذا و لباس و غيره او را بر خود مزيت نهد تا همه او را دوست داشته باشند. پسر ملا گفت: پدر جان من حرف شنو خواهم بود. به شرط اينكه برادرم قسمت دوم فرمايش شما را به كار بسته مزيت مرا در غذا و لباس و غيره تصديق كند

طلبكار ملا
شخصي در وسط روز يخه ملا را گرفته مطالب طلب باقي مانده خود را كه از مدتهاي قبل داشت مينمود. ملا هر چه خواست قانع اش نمايد تا صبر كند نشد. بالاخره نزاغ كردند و كار به مراجعه به قاضي كشيد. پس از اين كه مدعي ادعاي خود را بيان نمود، ملا گفت: درست است من جزئي بدهي به اين شخص دارم ولي حالا دو سال است كه هر چه به او اصرار ميكنم كه سه ماه به من مهلت بدهد تا طلبش را يكجا بپردازم قبول نميكند. پس اگر نتوانسته ام اين وجه را بپردازم تقصير با خود اوست


صفحه بعدي
Click here and read Mullah Nasrudin English jokes.
.براي خواندن فكاهي هاي ارسالي خوانندگان به اينجا كليك كنيد
Click Here and Submit Your Joke For Users Submitted Jokes pages.
اين سايت همينجا كليك كنيد Forum براي استفاده از

CopyRight © Afghanfun.com All right Reserved