صفحــــــــــــــــــــــــات
حكايات و طنز هاي شيرين ملانصرالدين صحفه ۴۸
 
خر گم شده
ملا روزي خرش را گم كرده و در بازار فرياد ميزد: هر كه خر مرا پيدا كند با پالان و افسار و غيره به او خواهم بخشيد. مردم از او پرسيدند: در صورتي كه خر را با همه چيز ميبخشي، زحمت پيدا كردن آنرا چرا تحمل ميكني؟ ملا جواب داد: لذت پيدا كردن گم شده را نميدانيد چقدر است

سايه ابر
روزي ملا نقاط مختلف صحرا را با بيل ميكند. شخصي از او پرسيد: چه ميكني؟ ملا جواب داد: پولي در اين صحرا دفن كرده ام، هر چه ميگردم پيدا نميشود. آن شخص پرسيد: مگر علامتي براي آن نگذاشتي؟ ملا گفت: چرا... وقتي كه پول را دفن ميكردم قطعه ابري روي آن سايه انداخته بود. ولي حالا نميدانم چه شده است

فايده ملا
از ملا پرسيدند: آفتاب مفيد تر است يا مهتاب؟ ملا گفت: مطلب به اين واضحي كه پرسيدن ندارد. آفتاب روز روشن بيرون ميايد كه وجودش چندان مفيد نيست. ولي مهتاب شبهاي تاريك را روشن ميكند كه معلوم است نفع اش هزار برابر آفتاب است

غذاي لذيذ
ملا جگري خريده به خانه ميبرد. در بين راه به يكي از دوستان رسيدو دوستش جگر را در دست ملا ديد و پرسيد: جگر را چطور خواهي پخت؟ ملا گفت: كباب خواهم كرد. آن شخص گفت: اگر آنرا به دستور من بپزي بسيار لذيذ ميشود. ملا خواهش كرد كه چون حافظه خوبي ندارم دستور را روي كاغذ نوشته به من بده. دوستش دستور را نوشته به ملا داد. ملا چون به منزل رسيد جگر را به گوشه اي گذاشت تا وسيله پختن آنرا به دستور رفيق اش فراهم كند. اتفاقا زاغي آنرا ربود. ملا كه مطمئن شد دستش به جائي نميرسد، كاغذ را آورده رو به زاغ كه در حال پرواز بود گرفته و گفت: خوب بود دستور را هم ميبردي و مطابق آن رفتار ميكردي كه لذيذتر ميشد

صفحه بعدي
Click here and read Mullah Nasrudin English jokes.
.براي خواندن فكاهي هاي ارسالي خوانندگان به اينجا كليك كنيد
Click Here and Submit Your Joke For Users Submitted Jokes pages.
اين سايت همينجا كليك كنيد Forum براي استفاده از

CopyRight © Afghanfun.com All right Reserved